پارت صد و بیست و هشتم :


مانند کسی که از صحنه جرم قرار می‌کند، اتاق را ترک می‌کنم. می‌ترسم من یا ماهی از این قرار داد نانوشته پشیمان شویم.

تمام طول میهمانی ماهی کنار سید می‌ماند. مادر و خواهر‌ها هم مشغول کار خود هستند. سید تمام امور را طوری طراحی کرده است که خیالم بابت همه چیز راحت است.


ماهی آنقدر ساکت است که گاهی فکر می‌کنم اصلا حضور ندارد. خیلی‌ها نسبت به حضور ماهی واکنش نشان می‌د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    ممنونم نویسنده جان مثل همیشه عالی بود🫶

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت

    ۱ سال پیش
  • شکوفه

    0

    با این پارت کوتاه و بی هدیه دیگه قلبم اکلیلی نمیشه نویسنده جاااااان

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    بازم هست هدیه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    0

    وای چقد مامان محمد سنگدله

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    خیلی زیاد

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!